حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

32

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

از اين راه برگردانى . عمر بخانهء خواهر شتافت و آوازهء تلاوت قرآن شنيد پيش آمد و بتهديد صحيفه‌اى را كه بر آن پاره‌اى از قرآن مرقوم بود گرفت و چون خواند مفتون لحن و فصاحت كلام آن شد سپس خانهء حضرت رسول را پرسيد و به آنجا آمد و در حضور ابو بكر و حمزه و علىّ بن ابى طالب و جمعى ديگر بدين جديد گرويد و مسلمين از اين بابت بسيار مسرور شدند . مهاجرين و انصار چون آزار ساير اعمام حضرت رسول و جماعتى از رؤساى قريش نسبت بمسلمين و پيغمبر اسلام در مكّه روز بروز شدّت مىيافت حضرت مسلمين را بخروج از آن شهر خواند و بايشان تكليف كرد كه از راه دريا بحبشه مهاجرت نمايند و تحت حمايت نجاشى كه عيسوى و از بسيارى جهات مخصوصا از جهت ايمان بخداى واحد بمسلمين نزديكتر بود تا كفّار قريش قرار بگيرند مسلمين هم اطاعت كرده مجموعا 83 تن زن و مرد از ايشان راه حبشه پيش گرفتند و اين جماعت را مهاجرين و اين حركت مسلمين را از مكّه بخارج هجرت اولى ميخوانند در مقابل هجرت ثانيه كه هجرت حضرت رسول است از مكه بمدينه . مشهورترين اين مهاجرين عبارت بودند از عثمان بن عفان و زوجه‌اش رقيه دختر حضرت رسول و زبير و عبد اللّه بن مسعود و عبد الرحمن بن عوف و جعفر بن ابى طالب . قريش براى تعقيب مسلمين دو تن از رؤساى خود يعنى عبد اللّه بن ابى ربيعه و عمرو بن العاص را با هدايائى بحبشه روانه داشتند اما ايشان هرچه در پيش نجاشى دست و پا كردند پادشاه حبشه بتسليم و اخراج مسلمين تن درنداده حتى هدايائى را هم كه قريش براى او آوردند رد كرده و قريش مأيوس برگشتند . قريش چون از اين‌جانب نتيجه‌اى نگرفتند با خود قرار گذاشتند كه ببنى هاشم و اولاد مطلب دختر ندهند و با ايشان معامله نكنند و عهدى نيز در اين خصوص امضا كرده در خانهء كعبه آويختند . آن عهدنامه را كمى بعد موريانه خورد و در نتيجه تزلزل باطنى قريش زيادتر گرديد . از قريش كسى كه بيش از همه آتش دشمنى با حضرت رسول را دامن ميزد ابو لهب